آرشيو براي بهمن, ۱۳۸۶

بهمن
۲۵

سیستم : غیر قابل تغییر !!!

… بازم گیجم ، باز هم همون احساس گنگ ( یا به قول خودمون : ورهم شور !!! ) اومده سراغم . بابا چرا نمیخوام بفهمم این تو سیستم من نیست . اصلا از روز اول ، زمانیکه برنامه من رو مینوشتن این خط برنامه رو توش نذاشتن . هیچ پلاگینی هم واسش نساختن . همه چیزش درسته ها ، ولی این یکی رو شرمنده ، ساپورت نمیکنه . خب نمیکنه دیگه . هنوز بعد از سی سال و خورده ای نمیخوام قبول کنم که ساپورت نمیکنه . هر چند دیگه امشب فهمیدم که : بابا جان ، این تو برنامه ت نیست که نیست که نیست . حالا تو خودت رو بُُکُش . نیست آقاجان ، نیست … ( اصلا حالا که اینجور شد ، به دَرَک که نیست ؛ بهتر ) .

بازم داره برف میباره . مثل دیشب . زمستون رو خیلی دوست دارم ، خیلی بیشتر از بهار و تابستون و پاییز . کاش هیچ وقت تموم نمیشد . فکر میکنم که یک ماه دیگه تموم میشه از الان حالم گرفته ست . شاید یه روزی برم یه جایی زندگی کنم که همیشه زمستون باشه ، مثل آلاسکا … شاید.

یا حق

بهمن
۱۹

یک شب فراموش نشدنی …

شابدالعظیم ، کبابی حقیقت ، کوبیده و دوغ و نون سنگک …
زیارت ، سرما ، خرید و خاطره‌ی حمید هامون …
من و مامان و آزی و مامان جان …

وحید امشب جات واقعا ً خالی بود …

یا حق

بهمن
۱۳

سنگ نوشته …

بر روی سنگ نوشتم : دوستت دارم
ای الهی همون سنگ بخوره تو سرت که این چیزا حالیت نمیشه … ها

بهمن
۱۲

نامرد …

اصولاً ، اساساً و کلاً دخترا نامردن . چون اگه مرد بودن که دختر نمیشدن ، میشدن پسر … ها

بهمن
۱۱

کلاس اول …

روباهی به زاغی گفت: به به، چه دمی، چه سری، عجب پائی!
زاغ عصبانی شد و گفت: بی تربیت! خجالت بکش! اون موقع من کلاس اول بودم. الان شوهر دارم …
… ها

بهمن
۹

عشقولنگ

این عشقولی منه … ها

بهمن
۹

Jolene

آهنگ زیبای جولین ، از دالی پارتون را ببینید / بشنوید .

یا حق

بهمن
۸

۲۱ سالگی …

آزی جون ،

بیست و یکمین سالگرد میلادت مبارک …

یا حق

بهمن
۵

اندر حکایت …

اندر حکایت آفرینش ، باز یاد این سخن فردوسی پاکزاد افتادم :

زن و اژدهـــــا هر دو در خاک به
جهان پاک از این هر دو ناپاک به

یادم باشه ایندفه رفتم طوس ، دو تا ماچ آبدار به مزارش بچسبونم … ها

بهمن
۵

اندر حکایت آفرینش …

و خداوند ؛ کائنات را آفرید … به خود آفرینی گفت ، نشست و استراحت کرد …
و بعد ؛ زمین را آفرید  …  به خود آفرینی گفت ، نشست و استراحت کرد …
و بعد ؛ مرد را آفرید …  به خود آفرینی گفت ، نشست و استراحت کرد …
.
.
.
و سرانجام ؛ زن را آفرید … و از آن لحظه تا هنوز ؛ نه خدا ، نه کائنات ، نه زمین ،

و نه مرد … ؛ هیچ کدام استراحت نکردند .

یا حق

بهمن
۳

هزار باده ناخورده …

بهمن
۱

میم مثل ِ … مدرسه موشها

ک مثل کـُـپـُـل ، صحرا شده پر ز گل
گ مثل گردو ، بگرد به هر سو
ب مثل بهار ، فکر کن بسیار
پ مثل پسته ، نباش خسته
م مثل موش ، برخیز و بکوش
خ مثل خونه ، نگیر بهونه
آ مثل آواز ، قصه شد آغاز …

یکی از بهترین خاطرات دوران کودکی را اینجا بشنوید .

یا حق


کلیک کنید …

چهارشنبه ۲۹ / آبان

WERWOLF

۳۲

پنجشنبه ۹ / خرداد

.
عالیجناب ترده ۳۲ ساله شد … هـــا

www.tardeh.com

شنبه ۲۱ / اردیبهشت

.
عالیجناب ترده.کام شد … هـــا

ها ها ها ها …

یکشنبه ۱۸ / فروردین

سال نو …

پنجشنبه ۱ / فروردین

مبارک مبارک مبارک مبارک مبارک مبارک مبارک مبارک مبارک مبارک مبارک مبارک مبارک مبارک مبارک مبارک مبارک مبارک مبارک مبارک مبارک مبارک مبارک مبارک مبارک مبارک مبارک مبارک مبارک مبارک … ها

سنگ نوشته …

شنبه ۱۳ / بهمن

بر روی سنگ نوشتم : دوستت دارم
ای الهی همون سنگ بخوره تو سرت که این چیزا حالیت نمیشه … ها

نامرد …

جمعه ۱۲ / بهمن

اصولاً ، اساساً و کلاً دخترا نامردن . چون اگه مرد بودن که دختر نمیشدن ، میشدن پسر … ها

کلاس اول …

پنجشنبه ۱۱ / بهمن

روباهی به زاغی گفت: به به، چه دمی، چه سری، عجب پائی!
زاغ عصبانی شد و گفت: بی تربیت! خجالت بکش! اون موقع من کلاس اول بودم. الان شوهر دارم …
… ها

عشقولنگ

سه شنبه ۹ / بهمن

این عشقولی منه … ها

اندر حکایت …

جمعه ۵ / بهمن

اندر حکایت آفرینش ، باز یاد این سخن فردوسی پاکزاد افتادم :

زن و اژدهـــــا هر دو در خاک به
جهان پاک از این هر دو ناپاک به

یادم باشه ایندفه رفتم طوس ، دو تا ماچ آبدار به مزارش بچسبونم … ها