بر شانه‌های غــــــــــول

خيانت تنها شب را با ديگری گذراندن نیست ؛ بلکه ميتواند به دروغ دوست داشتن باشد . خيانت تنها در خفا دست در دست ديگری گذاشتن نیست ؛ بلکه ميتواند جاری كردن اشك بر ديدگان بیگناهی باشد ... < شکسپیر >


مرداد
۳۰

این راه من بود …


اینک زیر نورافکن اوج شعرمن آخرین پرده قصه قصۀ مردی که غرورش را رها نکرده
هر چه هرچه که بود مثل فانوس گرم و روشن بود مثل هیچکس نبود شبیه من بود
چون پرنده اگر لرزیدم زیر باران اگر ترسیدم وحشتم را به تو بخشیدم سقوطم را به چشم دیدم
تا فهمیدم چه دل شکن بود این راه من بود این راه من بود
صد آه اگر کشیدم سایه ای را سر نبریدم صد بار اگر بوسیدی من هزاران بار بوسیدم
زخم چین پیرهن هدیۀ دوست وقتن رفتن بود هرگز برنگشتم
این راه من بود این راه من بود
خواب خوب بی قفس بودن بی تو رفتن با تو برگشتن خواب خنده لحظه به لحظه آخر خون ته شکنجه
این تمام خواب وطن بود این کار من بود این کار من بود
در هم بودم بر هم بودم اما خود خودم بودم
سایه بودم شبنم بودم زخم گل را مرهم بودم
کارم از نو سرزدن بود این راه من بود این راه من بود  …

یا حق

خرداد
۹

گذر عمر …

۳۲

یا حق

فروردین
۱۸

۲۴ سالگی …

همیشه روز تولد واسه همه یه روز به یاد ماندنیه ، چون آدم احساس بزرگ شدن میکنه . ایشالا ۱۲۰ سالگی …

وحید کوچولو ، تولدت مبارک …

ادامه مطلب »

فروردین
۱

یا حق

اسفند
۵

درد بیدردی …

یا حق

اسفند
۱

بدون شرح …

اینم یه فیل تو یه فولکس … !

یا حق 

بهمن
۲۵

سیستم : غیر قابل تغییر !!!

… بازم گیجم ، باز هم همون احساس گنگ ( یا به قول خودمون : ورهم شور !!! ) اومده سراغم . بابا چرا نمیخوام بفهمم این تو سیستم من نیست . اصلا از روز اول ، زمانیکه برنامه من رو مینوشتن این خط برنامه رو توش نذاشتن . هیچ پلاگینی هم واسش نساختن . همه چیزش درسته ها ، ولی این یکی رو شرمنده ، ساپورت نمیکنه . خب نمیکنه دیگه . هنوز بعد از سی سال و خورده ای نمیخوام قبول کنم که ساپورت نمیکنه . هر چند دیگه امشب فهمیدم که : بابا جان ، این تو برنامه ت نیست که نیست که نیست . حالا تو خودت رو بُُکُش . نیست آقاجان ، نیست … ( اصلا حالا که اینجور شد ، به دَرَک که نیست ؛ بهتر ) .

بازم داره برف میباره . مثل دیشب . زمستون رو خیلی دوست دارم ، خیلی بیشتر از بهار و تابستون و پاییز . کاش هیچ وقت تموم نمیشد . فکر میکنم که یک ماه دیگه تموم میشه از الان حالم گرفته ست . شاید یه روزی برم یه جایی زندگی کنم که همیشه زمستون باشه ، مثل آلاسکا … شاید.

یا حق

بهمن
۱۹

یک شب فراموش نشدنی …

شابدالعظیم ، کبابی حقیقت ، کوبیده و دوغ و نون سنگک …
زیارت ، سرما ، خرید و خاطره‌ی حمید هامون …
من و مامان و آزی و مامان جان …

وحید امشب جات واقعا ً خالی بود …

یا حق


۳۲

پنجشنبه ۹ / خرداد

.
عالیجناب ترده ۳۲ ساله شد … هـــا

www.tardeh.com

شنبه ۲۱ / اردیبهشت

.
عالیجناب ترده.کام شد … هـــا

ها ها ها ها …

یکشنبه ۱۸ / فروردین

سال نو …

پنجشنبه ۱ / فروردین

مبارک مبارک مبارک مبارک مبارک مبارک مبارک مبارک مبارک مبارک مبارک مبارک مبارک مبارک مبارک مبارک مبارک مبارک مبارک مبارک مبارک مبارک مبارک مبارک مبارک مبارک مبارک مبارک مبارک مبارک … ها

سنگ نوشته …

شنبه ۱۳ / بهمن

بر روی سنگ نوشتم : دوستت دارم
ای الهی همون سنگ بخوره تو سرت که این چیزا حالیت نمیشه … ها

نامرد …

جمعه ۱۲ / بهمن

اصولاً ، اساساً و کلاً دخترا نامردن . چون اگه مرد بودن که دختر نمیشدن ، میشدن پسر … ها

کلاس اول …

پنجشنبه ۱۱ / بهمن

روباهی به زاغی گفت: به به، چه دمی، چه سری، عجب پائی!
زاغ عصبانی شد و گفت: بی تربیت! خجالت بکش! اون موقع من کلاس اول بودم. الان شوهر دارم …
… ها

عشقولنگ

سه شنبه ۹ / بهمن

این عشقولی منه … ها

اندر حکایت …

جمعه ۵ / بهمن

اندر حکایت آفرینش ، باز یاد این سخن فردوسی پاکزاد افتادم :

زن و اژدهـــــا هر دو در خاک به
جهان پاک از این هر دو ناپاک به

یادم باشه ایندفه رفتم طوس ، دو تا ماچ آبدار به مزارش بچسبونم … ها

پنجشنبه ۲۷ / دی